بدون عنوان
سلاااااااااااااام دوستای گلم 
امیدوارم که روزهای خوبی رو پشت سر گذاشته باشید
من این روزها درگیر سرماخوردگی رادوین و خودم بودم . واقعا الان 1 ماهه که هممون سرما خوردیم و خوب نمیشیم

دبروز رادوین رو بردم پیش دکتر حسینی ولی اصلا راضی نبودم بیشتر دکتر های جدید فقط به فکر پول گرفتن هستن کلی ویزیت دادم ولی دریغ از اینکه بچه رو معاینه کنه سوال بپرسه دستور غذایی ندیده رودی براش دارو نوشته اونم چرک خشک کن .
ولی دکتر امامی قشنگ معاینه میکنه و دستور غذایی میده ولی بخاطر اینکه خیلی شلوغ میشه نشد ببرم اونجا . وقتی رادوین رو پیش پروفسور سلطان زاده تهران میبردم درست 30 دقیقه برای بیمارش وقت میزاشت و. ولی متاسفانه این دکترهای جدید کار.....
پنجشنبه جمعه ایی هم دوستامون از تربت مشهد اومدن قزوین . و دوروز رو در کنار هم خوش گذروندیم

شام هم به درخواست خودش کلی قسم دادن گفتن که رومینا برامون ماکارونی درست کن و ما هم اطاعت کردیم و ماکارونی درست کردیم . ولی یه مثلی هم که میگن اشپز اگه دوتا بشه اش با شور میشه با بی نمک. مثل ما . احسان فلفل ریخته بود منم اومدم فلفل ریختیم وایییییییییییییی غذا تند تند بود هرچند که اونا میگفتن ما تند میخوریم ولی من خودم اشکام داشت میومدم از تندی
. کلی سوژه شده بودیم .
ولشون میکردی تا مشهد میدوییدن 




رادوین در حال میگو پاک کردن

چند روز بود که خیلی هوس میگو کرده بودم ولی بیشتر به خاطر گیاه خواری احسان نمیخریدیم . ولی دیگه دل و به دریا زدیم و گرفتیم خوردیم خیلی هم مزه دادو . جدا غذای گوشتی و دریایی مثل خرچنگ و میگو خیلی میچسبه . 

این روزها هر جا که رادوین رو میبرم همه فکر میکنن که دختره .
بعنی امکان نداره که بگن پسره دیگه . 
من نمیدونم یعنی به لباسهای پسرونه اش نگاه نمیکنن.
.
چند روز به خاطر این سرماخوذدگیش بد قلقی میکنه . واقعا باید این صبوریم رو چند برابر کنم . 
چند روزه که دقت کردم کاردستی ها رو بیشتر با احسان دوست داره انجام بده چون من گاهی اوقات بهش میگم رادوین کاغذ های ریخته شده زمین رو باید جمع کنی . و رادوین زیاد خوشش نمیاد ولی وقتی با احسان کار میکنه از این دستورها خبری نیست 
وقتی ازش سوال میکنیم اول فکر میکنه طوری که چهره اش رو جمع میکنه و با کمی اخم میگه هومممممممممممممممم . بعد جواب میده 
تازگیها احساس میکنم که وابسته شده چیزی که من اصلا دوست ندارم . . واقعا دوست ندارم بچه وابستگی به پدر مادر داشته باشه . دوست دارم ازاد و مستقل باشه حتی از کوچیکی.
تو خوراکش مثل قبلا اصلا سختگیری ندارم طبق گفته دکترش ساعت رو بهش نشون میدم میگم که عقربه اگه رسید به اینجا (همون نیم ساعت) غذات روبرمیدارم . اگه نخورد بر میدارم از جلوی دستش . دکترش خیلی تاکید رو این موضوع داشت که گفت اصلا نباید بهش قاشق قاشق غذا بدید بزارید خودش مستقل غذاشو بخوره تا چه مخوقع باید مامان بهش غذا بده . . و اصلا اصرار نکنید . الان هم خود رادوین غذاشو میخوره و اگر هم تخورد که دیگه برمیدارم . . واقعا احساس میکنم که پسرم مستقل تر شده .
هنوز رو پروژه پوشک گیری موفق نشدم احساس میکنم که رادوین همکاری میکنه و هنوز دوست داره که پوشک بشه . .
از تمیز کردن خونه خیلی خوشش میاد البته نه اینکه وسایل خودش رو جمع کنه بیشتر گردگیری خونه رو دوست دارم هر روز صبح رادوین رایت میزد منم با دستمال پاک میکنم . همکاریش زیاده . 
یکی از درگیری های ذهنیم تعویض ماشین هست و خیلی ذهنم درگیر شده امیدوارم که بتونیم تصمیم خوبی بگیریم .
مکالمه انگلیسی با رادوین رو بیشتر و از کلمات جدیدتر استفاده میکنیم
خودم هم قراره برم کلاس زبان اسپانیایی . هم احسان علاقه داشت هم خودم و دوست داره که دوتامون باهم بریم کلاس . . ولی نظر خودم اینه که احسان بره کلاس فرانسه و من برم کلاس زبان اسپانیایی و به همدیگه یاد بدیم . . از اینکه زبان جدید رو میخوام یاد بگیرم خوشحالم 
دیروز صبح خیلی خوبی رو شروع کردیم چون برامون از توماس نامه اومده بود .
چقدر توماس دوستداشتنیه واقعا با معرفت و دوستداشتنیه . توی هر کشوری که میری برامون نامه میده و ویک کارت پستال از نماد اون کشور برامون میفرسته . سری قبل که هند بود از هند فرستاد الان که بانکوک بود برامون فرستاد ولی در حال حاضر رفته کوالالامپور ه . . وتو نامه اش احساس دلتنگی برای همه ما کرده و گفته که بعد از 2 سال که کل دنیا رو گشت دوباره میاد ایران و ما از این بابت خیلییییییییییییی خوشحالیم .

خدای پاک من ٬ ممنونم از اینکه دوستای خیلی خوبی دارم .
خدای پاک من
کجای جهان زیباتر از خونه ی من و تو
فرشته های دوست داشتنی در دامان ما
خدای من
کجای جهان زیباتر از دامن مادر ٬ بوی پدر و طعم خوش زندگی .
خدای پاکم
کجای جهان زیباتر از داشتن یه سقف از بوی باران و دیواری از رنگ آسمان ...
خدای خوبم دوستت دارم . همسر عزیزم و رادوین نازم دوستت دارم .


بدون عنوان 






